ویتوریو استرارو سرمایه گذاری بود ، نه هزینه !


گفت وگو با محمدمهدی حیدریان معاون اسبق سینمایی وزارت ارشاد

ویتوریو استرارو سرمایه گذاری بود ، نه هزینه !

مصاحبه : سید احمد رضا دانش

تولید فیلم محمد رسول الله (ص) نخستین های زیادی را در سینمای ایران باخود به همراه داشت. نخستین هایی که برخی شان پس از پایان پروژه از سوی رسانه ها و کارشناسان مثبت ارزیابی شد و برخی هم انتقاداتی را در پی داشت. نوع و ابعاد پروداکشن، میزان بودجه ، مولفه ها و عوامل جهانی و از این دست نخستین هایی که هرکدام این روزها موضوع بحث و گفتگوی اقشار مختلف قرار گرفته است. وظیفه رسانه ای اقتضا می کرد روزنامه بانی فیلم یک بار برای همیشه سیرتاپیاز تولید این فیلم را از متولیان اصلی و مجریان آن جویا شود تا اگر تایید یا انتقادی قرار است صورت گیرد براساس اطلاعات درست و واقعی باشد. در این گفتگو سعی شده از نگاهی کاملا بی طرفانه، مسائل و انتقادات موجود مطرح ، و پاسخ آن ها کاملا واضح و کامل منتقل شود. البته گستردگی ابعاد چنین پروژه ای از نظرهای مختلف، از سویی لزوم  چنین گفت و شنود هایی را اثبات می کند و از سوی دیگر احتمال ناقص و ابتر بودن بررسی جنبه های مختلف آن را افزایش می دهد. لذا محمدمهدی حیدریان با توجه به مسئولیت مهم و تعیین کننده تهیه کنندگی اش در فیلم محمد (ص) بهترین گزینه برای آغاز این تعامل است و شاید پیش از نقد ساختاری و فنی باید به ملزومات و فرایند محیط بر تولید فیلم پرداخت، تا با اطلاعات دقیق تری نسبت به «نخستین» های ذکر شده تحلیل و بررسی نمود. البته گفت‌وگویی را می‌خوانید که یک هفته قبل از معرفی فیلم «محمد(ص)» به عنوان نماینده ایران در اسکار انجام شده و حالا موضوعیت بیشتری هم پیدا می‌کند. و اینک رودر رو با تهیه کننده بزرگترین پروژه تاریخ سینمای ایران...


لطفا بفرمایید آغاز این پروژه چگونه بود؟ یعنی مکانیزم شکل گیری ساخت فیلمی با این ابعاد چگونه شروع شد؟ چون روایت های مختلفی وجود دارد. و اینکه آیا این کار از خود مجید مجیدی شروع شد یا آقای مجیدی بعدا برای ساخت آن انتخاب شد؟ همچنین نقش بیت رهبری و بنیاد مستضعفان در ساخت فیلم با چه فرایندی آغاز شد؟
به نام خدا. من لازم است ابتدا یک مقدمه ای را مطرح کنم. ببینید شخصیت مقام معظم رهبری اساسا قبل از هرچیزی فرهنگی است. من سی و اندی سال است که تجربه مسئولیت در نظام دارم و کسی را مانند ایشان سراغ ندارم که اینقدر به کتاب ها و رمان ها مسلط باشد و همه را خوانده باشد. بارها شاهد بودم در جلسات مسئولین فرهنگی ایشان نام کتابی را برده اند و پرسیده اند که چه کسی آن را خوانده و کسی نخوانده بوده است! ایشان بسیار کتاب می خوانند و کاملا به روز هم هستند. در مورد سینما هم ایشان در زمان ریاست جهموری شان یادم هست که زیاد فیلم می دیدند و بحث و گفتگو می کردند. در فضای شعر و شاعری هم که دیگر لازم به بیان نیست. ایشان هم شعر می گویند و هم جلسات زیادی با شاعران دارند که منعکس هم می شود. پس اساسا و جنسا ایشان فرهنگی و هنری هستند.البته اقتضائات مسئولیت کنونی ایشان به نسبت دوره ریاست جمهوری و یا قبل از آن با عث می شود نوع بهره گیری از ایشان محدود تر باشد. اما ذات ایشان که تغییر نکرده و همان شخصیت فرهنگی سابق هستند. و علایق و کارشناسی مخصوص به خودشان را دارند و در این زمینه ها صاحب نظر هستند. بارها با نقاش ها و حتی آهنگسازان  و نویسنده ها جلساتی داشته اند و همیشه هم نقطه نظراتی داشته اند و به هنرمندان پیشنهاداتی داده اند و در هر زمینه به فعالان آن عرصه، با نگاه کارشناسانه توصیه هایی کرده اند.  ایشان هم، در یک حوزه و فعالیت پیشنهادات خود را داشته اند و هم گاهی فردی را برای کاری مناسب دیده و پیشنهاد داده اند.خب برخی، این پیشنهادات را شنیده اند و گذشته اند و برخی هم سعی کرده اند به آن عمل کنند. همین موقعیت برای آقای مجیدی هم پیش آمد. یعنی در جلسه ای حضرت آقا به آقای مجیدی گفته بودند که به نظرم اگر شما می توانید درباره کودکی پیامبر اکرم ص کار کنید و بد نیست در این ارتباط کاری انجام دهید و همین. حالا نام این اتفاق نه دستور است نه فرمان.. بلکه ایشان مانند یک تهیه کننده حرفه ای صلاحیتی را در آقای مجیدی تشخیص دادند و پیشنهاد خود را ارائه نمودند. . حال امکان داشت اگر شخص دیگری بود درباره دفاع مقدس  یا موضوعات دیگر پیشنهاد دهند اما تشخیص ایشان درباره مجید مجیدی اینگونه بود.آقای مجیدی هم در جواب گفته بود که من از خدا می خواهم که بتوانم چنین کاری را انجام دهم. خب آقای مجیدی هم موضوع پیشنهاد رهبری را به من گفت و طبیعتا برای من هم جذاب و باعث افتخار بود و چه بهتر که از چندسال تجربه مدیریتی خودم برای این کار استفاده می کردم و آن را در خدمت تحقق این پروژه قرار می دادم. ابتدای شکل گیری این فیلم اینگونه بود.

فیلم کی و چگونه وارد فاز اجرا شد؟

کار اینگونه که گفتم شروع شد و ما وارد فاز تحقیق شدیم و تحقیق اولیه ما حدود شش ماه و به صورت مستمر به طول انجامید که توسط گروهی از کارشناسان در قم انجام شد. در این مرحله هنوز داستان فیلم را نمی دانستیم و حتی مقطع دقیق زندگی پیامبر را هم برای ساخته شدن مشخص نکرده بودیم.چون از آن مقطع اطلاعات تاریخی مشخصی موجود نبود. ما بیشتر از دیوان های اشعار و شعر های حضرت ابوطالب و یا سیاحتنامه ها و فرهنگ های شفاهی اعراب،برای تحقیق برداشت کردیم. چون از آن زمان فرهنگ مکتوب و کتب تاریخی مشخصی وجود ندارد بلکه تنها یک فرهنگ شفاهی که سینه به سینه بوسیله اشعار منتقل شده را می توانیم بررسی کنیم. ما همه خرده فرهنگ ها یا اجزای فرهنگ اعراب آن زمان از جمله شیوه جنگ، موقعیت زن، سلحشوری، پیمان ها، طبقات اجتماعی و.. را از همین طریق و تکه تکه از همین اشعار و منابع اینچنینی خارج کردیم. در مورد خود حضرت رسول ص هم چون در آن زمان کسی خبر نداشته که ایشان قرار است پیامبر شوند ولذا زندگی و کارهای ایشان ثبت نشده بود. پس باز هم منبع مستقیمی وجود ندارد.اما چون پدر و عمو و جد ایشان از بزرگان مکه و انسان های شناخته شده آن دوران بودند درباره شان شعرو مطلب موجود بود. مثلا شعری در رثای عبدالمطلب و سخاوت ایشان وجود دارد و اشاره دارد به اینکه سخاوت او در حدی بوده که از قربانی هایش به وحوش بیابان هم سهم می داده است. لذا این ها را ذره ذره از میان همین اشعار و .. استخراج کردیم. اما در جلساتی که برای ساخت فیلم داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید در ساخت این فیلم به این موارد توجه کنیم: اول مسائل امروز دنیا، دوم مسائل آن روز گار جزیره العرب و سوم بحث حقیقت اسلام. و در نتیجه با مشخص شدن محور ها سعی کردیم خروجی تحقیقات را به این سمت ببریم و کم کم شاکله فیلمنامه را مشخص کنیم. این را هم بگویم که در تحقیقات از عرب زبا نها و حتی کسانی که قبلا از اهل تسنن بودند و بعد شیعه شده بوند هم استفاده کردیم تا به منابع اصلی اهل سنت هم دسترسی پیدا کنیم و همه منابع مختلف را هم ببینیم و از همه نقل ها بهره ببریم. و این تحقیق ها تا روز آخر فیلمبرداری هم ادامه داشت . هرجا مسئله ای یا سوال و شبهه ای داشتیم با تیم تحقیق تماس می گرفتیم و طبق آن عمل می کردیم. وحتی در موقع تدوین هم با مشاور و محقق مذهبی حجه الاسلام جعفریان در ارتباط بودیم و فیلم را مرحله به مرحله با او چک می کردیم تا اگر بازهم مشکلی وجود داشت برطرف شود. پس از آن شش ماه تحقیق نگارش فیلمنامه در یک کارگاه فیلمنامه نویسی آغاز شد و در آن کارگاه از کارشناسان و فیلمسازان مختلف به تناسب تجربه و تخصصشان دعوت شد و نظر خواهی صورت گرفت.و در این کارگاه آقایان ارگانی ، رضاداد و پرتوی که نویسنده اصلی بود مسئولیت داشتند و با این شیوه و نظارت آقای مجیدی فیلمنامه نوشته شد.

تامین بودجه چگونه صورت گرفت؟

در ابتدا ما نظرمان این بود که در پی جذب سرمایه بین المللی باشیم و لذا در این راستا به چند کشور سفر کردیم. و برخی از این کشورها برای سرمایه گذاری اعلام آمادگی کردند.

کدام کشور ها؟

من دوتا از آن ها را نام می برم وفکر می کنم کافی باشد. ترکیه و قطر به طور مشخص اعلام آمادگی کردند. حتی در ترکیه این طرح را در مراجع دولتی و مذهبی شان هم مطرح و تصویب کردند و به صورت مکتوب هم به ما اعلام کردند که حاضرند سرمایه گذاری کنند. سرمایه گذار قطری هم وکیل شان را فرستادند و اعلام کردند که حاضر ند به هر میزان که ما مایل باشیم سرمایه گذاری کند. اما جمع بندی ما در نهایت این شد که اوضاع و احوال منطقه اقتضا می کند که ما از سرمایه داخلی استفاده کنیم.همچنین آقای مجیدی معتقد بود نباید از بودجه و سهم سینمای ایران کم کنیم وبه آن لطمه بزنیم.و البته آن بودجه اصلا پاسخگوهم نخواهد بود. ما روز اول با هم قرار گذاشتیم که یا این کار را انجام نمی دهیم یا اگر انجام دادیم باید در هربخش بهترین و باکیفیت ترین کار انجام شود. این میثاق اولیه مابرای کار بود.

با توجه به اینکه بنیاد مستضعفان زیرمجموعه رهبری هست آیا با دستور ایشان به عنوان سرمایه گذار به پروژه ورود کرده؟

بنیاد مستضعفان پیشنهاد آقای مجیدی بود . و آقای فروزنده مدیر عامل بنیاد هم بعد از بررسی آن را پذیرفت. همانطور که گفتم آقای مجیدی در ابتدا یک ملاحظه ای را در نظر گرفت که نهادهای موجود مانند وزارت ارشاد یا صدا و سیما و حوزه هنری چنین ظرفیتی برای پشتیبانی مالی این پروژه را ندارند و به حق در گیر مسائل دیگری هستند که در نتیجه این فیلم به ناحق ضربه خواهد خورد. لذا با توجه به این ملاحظاتی که گفتم بحث بنیاد مستضعفان مطرح شد و تنها مشکلش این بود که تخصص لازم را برای فیلمسازی ندارد. اما منابع مالی اش می تواند پروژه را پشتیبانی کند. این پیشنهاد به مدیرعامل بنیاد داده شد و او هم پذیرفتند که به عنوان سرمایه گذار حضور پیدا کنند و کار آغاز شد.

شرکت نورتابان هم برای ساخت همین فیلم تاسیس شد؟

بله. از اواسط کار برای اینکه امور بودجه و امور اداری تسهیل شود این شرکت توسط بنیاد مستضعفان تاسیس شد.چون به هر حال باید این کار دارای یک سازوکار قانونی می بود و دارایی ها و دستاورد های پروژه ازجمله شهرک سینمایی هم باید حفظ و نگهداری می شد. البته طرح تاسیس شرکت توسط خود ما داده شد.چون ضرورت های کار را می شناختیم این پیشنهاد را دادیم و بنیاد هم پذیرفت. اما تا روز آخر تصمیمات حرفه ای کار توسط گروه تولید گرفته شد و بنیاد در بخش حرفه ای کار نه ورودی داشت و نه ادعا و دخالتی داشت اما برای امور اداری و ساز و کار های اجرایی، بنیاد توسط این شرکت ورود کرد و کارها انجام شد. ولی ازابتدا هم با اعتماد به ما کار را پذیرفتند و فقط تامین سرمایه پروژه را به عهده گرفتند.

براورد اولیه برای این کار چقدر بود؟

برآورد اولیه کار 40 میلیون دلار بعلاوه 8 میلیارد تومان بود. چون از ابتدا مشخص بود که برخی عوامل خارجی باید همکاری داشته باشند بخاطر همان میثاق اولیه ای که عرض کردم. که همه کارها باید بهترین باشد. البته نه اینکه همه بهترین ها در ایران نیستند!. بلکه قرار شد بهترین در هر کجا که مصداق پیدا کند از همان استفاده کنیم. اگر در داخل است یا اگر در کشور دیگر .. اما اگر بهترین موجود در خارج بالاتر از بهترین مابود او را از خارج بیاوریم و بهتیرن های خودمان را هم کنار او قرار دهیم تا دانش افزوده ای به نیرو های خودمان هم منتقل شود. یعنی به متخصص خارجی به عنوان یک هزینه صرف نگاه نکردیم بلکه اورا یک سرمایه دیدیم.همین کار را هم کردیم. که نتیجه آن را در حوزه های فیلمبرداری، طراحی صحنه ، گریم و.. می بینید.
البته در ابتدا قرار بود برخی بازیگران هم خارجی باشند ولی بعدا چون از آوردن بازیگران خارجی صرف نظر شد درنهایت فیلم با براوردی کمتر از پیش بینی اولیه به پایان رسید.

اتفاقا یکی از انتقادات متوجه همین موضوع است که در حوزه فیلمبرداری که ما متخصصان بی نظیری داریم و بنظر می آید چیزی از جهان کم نداریم. چرا در این حوزه از عوامل خارجی استفاده شد؟

من پیشنهاد می کنم این سوال را از خود آقای خضوعی ابیانه فیلمبردار ایرانی این فیلم بپرسید. چون فقط بحث تخصص نبود. تکنولوژی که آن ها داشتند، ما نداشتیم و حتی بلد نبودیم با تجهیزات شان کار کنیم. و آمدن آن ها یک فرصت سخت افزاری هم برای ما به وجود آورد.

این انتخاب در جهانی شدن فیلم هم تاثیر دارد ؟ این مسئله هم مد نظر بوده؟

بله بخاطر بعد جهانی هم بوده اما نه فقط بخاطر اینکه چون شهرت جهانی داشتند، بلکه آن ها در یک طراز حرفه ای در جهان هستند که ما خیلی با آن جایگاه فاصله داریم. در واقع اشکال در فیلمبردار و طراح صحنه  ما نیست.بلکه سینمای ما بضاعت بیشتر شکوفا کردن استعداد فعالین خود را نداشته. ما در هر جایی که امکان رقابت در عرصه جهانی را نداشته ایم همینطور شده است. مثل صنعنت خودرو... البته در مثل مناقشه نیست ولی در این زمینه هم چون ما یک بازار بسته داشته ایم خودروسازی ما رشد نکرده و این بدان معنی نیست که استعدادش در نیروهای ما نبوده بلکه امکان شکوفایی استعداد وجود نداشته است. ما هیچگاه به تجهیزاتی که در این فیلم استفاده شده نیازی نداشتیم و لذا نوع استفاده از آن ها را هم بلد نبودیم. این دور بسته و باطل سینمای ما که چون فروش زیاد نداریم سرمایه زیادی صرف نکنیم و چون سرمایه زیاد صرف نمی کنیم تماشاچی هم نداریم.لذا صرف سرمایه برای ایجاد سالن خوب هم توجیه نخواهد داشت و در نتیجه درامد زیادی از فروش فیلم ها نداریم و این دور باطل ادامه پیدا می کند.
در مورد این فیلم چون موضوع بزرگی داشت ما نمی توانستیم تسلیم این فرایند بشویم بعلاوه اینکه ما به بازار جهانی می اندیشیدیم. به گیشه جهانی نه جشنواره های جهانی.. هدف این فیلم جشنواره های جهانی نبوده بلکه بازار جهانی بود.لذا بخاطر اینکه قابلیت عرضه در بازار جهانی داشته باشد باید دارای شاخص های جهانی هم باشد. مانند فروش تابلو های هنری در بازار جهانی که باید دارای قابلیت های خاصی باشد. حال هرچه ما بگوییم ما هنرمندان مطرحی هم داریم اما تا آن تابلو دارای مولفه های جهانی نباشد قابل عرضه هم در جهان نیست. پس ما تا کنون چون نیازی به عرضه فیلم ها در جهان نداشتیم تکنولوژی آن را هم نداشتیم. لذا مثلا طراح صحنه این فیلم که یک انگلیسی بود، در طول مدت حضورش پروسه ای را طی کرد که تا کنون در ایران مرسوم نبود.ما کارهای بزرگی در سینمای مان انجام داده ایم که در اکثر آن ها هم من خودم به یک عنوانی به ضرورت مسوولیت هایم حضور داشتم. اما در هیچکدام از آن ها چنین سیری را برای طراحی صحنه و لباس نداشتیم. و همانطور که گفتم نیازی هم نبوده.  ایشان با توجه به تحقیق تاریخی ای که انجام داد هر کدام از نیاز های مارا به گونه ای متفاوت تامین کرد.مثلا گفت فلان پارچه را باید با دست ببافیم یا دیگری را از هند یا ترکیه بیاوریم. چون در هیچ جای دیگری نیست. و همین کار را هم کرد. مثلا ده متر پارچه از هند یا بیست متر از ترکیه خرید و بخشی را هم در یزد سفارش بافت داد. خب این فرایند یک زیبایی شناسی و تجربه و حرفه ای گری خاصی می خواست که در کشور ما مرسوم نبود.  در نتیجه حاصل کار خیلی طبیعی از آب در می آید و به چشم بیننده واقعی می نماید یا اصلا به چشم بیننده نمی آید چون خیلی طبیعی انجام شده است .مثلا در کارهای تاریخی بعضی لباس ها مشخص است که نو و تازه است یا به گونه ای به چشم بیننده می آید که توجه جلب می کند و همین به باورپذیری آن لطمه می زند. ولی در این فیلم نباید ریسک می کردیم و به هدفمان هم رسیدیم.چون همه چیز خیلی طبیعی و باورپذیر شد. ماهم دنبال همین بودیم. در مورد مدیر فیلمبرداری هم همینطور بود.مثلا اولین بار بود که می دیدیم مدیر فیلمبرداری پشت دوربین نمی رود! یعنی فیلمبرداران ما متوجه شدند که کار فیلمبردار و مدیر فیلمبرداری متفاوت است. همه باید زیر نظر مدیر فیلمبرداری کارکنند و به او گزارش دهند اما هرکس کارش جداست. مدیر فیلمبرداری باید فقط پشت مانیتور بنشیند و همه چیز را کنترل کند.نور و دیافراگم را در حین فیلمبرداری و طراحی همه این ها را روز قبل از کار انجام بدهد. یادم می آید که سر صحنه سریال یوسف پیامبر دیدم که مرحوم رسول احدی هم پشت دوربین نمی رفت.
در کل این کار در سینمای ما مرسوم نیست. نیازهایی وجود دارد که  مدیر فیلمبرداری باید در جای دیگری برطرف کند نه پشت دوربین.اینگونه، کار فیلمبردار با مدیر فیلمبرداری متفاوت می شود. یا مثلا ما با سه دوربین همزمان کار می کردیم که در داخل کشور کمتر دیده می شود.مانند استدیو تلویزیونی که چند دوربین همزمان کار می کنند.در این فیلم هم همین گونه بود که سه یا چهار دوربین کار می کرد و چهار مانیتور مجزا بود که سینماتوگرافر باید با نظر کارگردان این دوربین ها را همزمان کارگردانی می کرد. در فیلم دوئل هم از چند دوربین همزمان استفاده شد. همینطور سریال مختارنامه... آن موضوع فرق می کند. صحنه های اکشن چون قابلیت تکرار ندارد همیشه با چند دوربین همزمان گرفته می شود. ولی این که من گفتم مسئله دیگریست.اشاره کردم.دقیقا مانند استدیو تلویزیونی با میز تدوین همزمان که کارگردانی لحظه ای می شود..

یعنی کلا کار این ها در کلاس دیگری بود که در داخل کشور وجود نداشت؟

بله در کلاس دیگری و با مهارت دیگری، و سبک متفاوتی که می گوید برای حرکت بازیگر و رفتن از اتاق به بیرون اگر دوربین ها را با توالی حرکت و توالی نور تنظیم کنیم اصلا به کات احتیاج ندارد.پشت سر هم دوربین ها هماهنگ می شود و یک مسیر طولانی هم همزمان فیلمبرداری می شود. لذا ما از این موقعیت و از این مقبولیت کار برای پیامبر(ص) استفاده کردیم تا همزمان به دانش و مهارت سینمای خودمان هم اضافه کنیم.پس ما در کنار همه این حرفه ای ها یکی از بهترین متخصصین ایرانی در آن رشته را قرار دادیم و خود آن ها هم با اشتیاق آمدند و کار کردند تا این مهارت ها به سینمای ما اضافه شود.

اینکه می گویند دوربین این کار متعلق به آقای استرارو بوده و آن را به پروژه فروخته، درست است؟

خیر. مگر آقای استرارو دوربین فروش است؟ اصلا شان ایشان این نیست. ما ابتدا قرار بود دوربین ها را اجاره کنیم اما چون سیاست این بود که بخاطر بضاعت محدود ، اصلا مزاحم سینمای داخل نشویم که سهمیه ها را بگیریم برای این فیلم و محدودیت ایجاد شود، حتی در نگاتیو و پرژکتور نور ... تصمیم برآن شد که دوربین ها خریداری شود و مستقل کار کنیم. اصلا پرژکتور هایی که ما نیاز داشتیم در ایران نبود لذا آن ها را آوردیم و الان هم به ظرفیت سینمای ما اضافه شده و موجود است. درواقع سیاست ما در تجهیزات هم اضافه کردن به ظرفیت های داخلی بود. یعنی تجهیزاتی آوردیم که یا از نظر تعداد کم داشتیم یا اصلا نداشتیم.مثلا کرینی که استفاده شد اصلا  همتایش در ایران نبود. یعنی رویکرد بهبود تجهیزات سینمای داخل را هم داشتید... بله.به عنوان یک رویکرد از آغاز پروژه در نظر داشتیم تجهیزات مان راهم بهبود ببخشیم.مانند همان افزایش مهارت که گفتم. موضوع تهیه کنندگی شما هم ظاهرا فراز و فرود ایی داشته است؟ الان در برخی تیزر ها آقای محمدرضا صابری به عنوان تهیه کننده معرفی می شود! خیر.آقای صابری که هیچگاه تهیه کننده کار نبوده. این احتمالا یک  اشتباه رسانه ای است.

پس چرا الان نام شما به عنوان تهیه کننده در تیتراژ فیلم ذکر نشده؟

مهم این بود که کار تا پایانش انجام شود که شد. توافق کرده بودیم که با عنوان مدیر پروژه کار تهیه را عهده دار باشم.

یعنی هیچ اختلافی بین شما و نورتابان پیش نیامده در این مورد؟

خیر.

الان بنیاد مستضعفان و شرکت نور تابان این مسیر را ادامه می دهند؟ یعنی در کارهای دیگری هم سرمایه گذاری خواهد کرد؟

ببینید شرکت نورتابان با این هدف تشکیل شد که از پروژه های مرتبط با شخصیت های برجسته صدر اسلام مانند پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) حمایت مالی کند و در این پروژه هم این کار انجام شد.اما اینکه در آینده چه خواهد کرد من اطلاع دقیقی ندارم. این شرکت هیئت مدیره ای دارد که در این خصوص تصمیم گیری می کند.

در خصوص اعتراضاتی که به ساخت این فیلم در برخی کشورها و اهل تسنن شده و برخی مراکز مهم مثل الازهر مصر نظرتان چیست؟ فکر می کنید این اعتراضات ناظر به چیست؟چه دلایلی می تواند داشته باشد؟ آیا ممکن است مشکل اعتقادی با بخشی از فیلم داشته باشند یا مسائل دیگری مطرح است؟

به نظر من چند دلیل می تواند داشته باشد. یکی از آن ها می تواند کج فهمی و بد فهمی باشد که در جاهای دیگر هم با آن روبرو هستیم. دلیل پیدایش وهابیت و داعش و طالبان چیست؟ همین کج فهمی هایی است که از اسلام می شود. اما پاسخ اینکه چه کسانی این کج فهمی ها را راه می اندازند این است که یک زمینه ای فراهم می شود که این فهم کج را رواج بدهند. و عاملی هم از بیرون آن ها را حمایت می کند و خوراک استدلالی به آن ها می دهد که به این نگاه کج فهمانه دامن بزند. این طور نیست که هر گروهک و گروهی مثلا با سرکردگی ابوبکر فلان به تنهایی بتواند ابراز وجود کند. پس یک دلیل اعتراض کج فهمی و بدفهمی از دین است. اما ریشه دیگر این اعتراضات به نظرم کاملا سیاسی است. لذا همان زمان که ما اعلام کردیم می خواهیم این فیلم را بسازیم سریعا برخی اعتراض کردند و گفتند فیلمی را که ایرانیان بسازند معرف پیامبر شیعی است! این یعنی چه؟ این نوع اعتراض که به ایرانی بودن این فیلم می شود کاملا مشخص است که جز غرض سیاسی دلیلی ندارد. چون ایرانی بودن فیلم را مورد اعتراض قرار داده نه خود فیلم را... و در حالی که هنوز فیلمی ساخته نشده! و دلیل سوم ترکیبی از دو دلیل قبلی است. به این معنی که آن نگاه کج چون می بیند که ایران در کشور های اسلامی جزو کشور های درجه یک در عرصه سینما ست و قابلیت این را هم دارد که با فاصله زیاد با باقی این کشور ها در رتبه اول باشد و می تواند معارف اسلامی را به خوبی دراماتیک کرده و به صورت تصویر ارائه دهد، توسط سینمایی که مدرن ترین شیوه ارتباط جهانی است. لذا از نگاه آن کج فهمی ها اگر ایران با این ویژگی ها بخواهد از ابزار سینما استفاده کند و اعتقادات شیعی خود را رواج دهد و از آن قابلیت استفاده کند، باید در نطفه خفه شود.پس به محض اعلام تصمیم ساخته شدن چنین فیلمی سریعا اعتراض می کنند . ما قبلا هم در این حوزه از جمله درباره امامان و پیامبران دیگر، کارهای زیادی انجام دادده بودیم اما اعتراضی نشده بود. اما به محض اعلام ساخته شدن این فیلم اعتراض شروع شد و حالا به کارهای قبلی هم معترض شده اند. با توجه به اینکه آقای مجیدی هم تاکید کرده که یکی از دلایل انتخاب این مقطع از زندگی پیامبر اسلام ص از بین بردن اختلاف های روایی با دیگر مسلمانان است، فکر می کنید توجیه معترضان برای اعتراض اعتقادی چیست؟
نگاه شیعه در مباحث اعتقادی با توجه به فتاوای مراجع محترم تقلید مشخص است و بر همان اساس هم این فیلم نوشته شد. من معتقدم نشان دادن پیامبر ص و چهره ایشان بخش کمتری از اعتراضات را شامل می شود. اتفاقا آن مقطع از زندگی پیامبر ص در نگاه اهل تسنن هیچ ربطی به پیامبری و تقدس ندارد.آن ها پیامبر ص را قبل از بعثت یک انسان عادی می دانند. اتفاقا ما شیعیان هستیم که نگاهمان ویژه تر است و معتقدیم معصومیت ایشان از ابتدای تولد بوده است و پیامبری درجه نظامی نیست که در چهل سالگی بدهند! بلکه یک قابلیت است که یک نفر از ابتدای خلقتش داشته و پس از پیامبری فقط مامور به ابلاغ می شود. اما منظور این است که ماهم در فقه و عرف خودمان محدودیت هایی داریم.
ممکن است مسئله ای خلاف شرع نباشد اما باید ملاحظاتی را رعایت کرد که از بروز خلاف شرع های بعدی جلوگیری شود.لذا نشان دادن چهره کودکی پیامبر ممکن است اشکال نداشته باشد اما ما نشان نمی دهیم. چون هم کمکی به اهداف فیلم نمی کند و هم ممکن است زمینه سوء استفاده همان کج فهم ها را فراهم کند. و اضافه بر آن می تواند، بلاهایی که گاهی سینمای هالیوود برسر پیامبران دیگر آورده است را باعث شود و دری را بگشاید که در آینده نتوان ضمانتی برای حفظ حرمت ها متصور بود. لذا ما تلاش کردیم با حفظ حریم پیامبر ص و عدم تحریک احساسات مخاطب پیش برویم و پیام فیلم را در بهترین حالت ممکن منتقل کنیم.

برای آشنایی بیشتر با این فیلم می توانید بر روی لینک فیلم محمد رسول الله کلیک نمایید .

دلایل انتخاب محمد رسول الله به عنوان نماینده اسکار دلایل انتخاب محمد رسول الله به عنوان نماینده اسکار
محمد بنا مجدداً به عنوان سرمربی کشتی فرنگی انتخاب شد محمد بنا مجدداً به عنوان سرمربی کشتی فرنگی انتخاب شد